السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

41

فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى )

من به او گفتم : - اى مادر - بعد از پيامبر اسلام . پيامبر ديگرى نخواهد بود . و اين شخص فرزند پيامبر است . سپس مادرم گفت : - اى فرزند - دين تو بهترين دين و آئين است . اين دين را بر من عرضه كن . زكريّا مىگويد : من در اين هنگام . دين مبارك اسلام را بر مادرم عرضه نمودم . و او به دين اسلام مشرّف گشت . و بدين ترتيب مسلمان شد . سپس واجبات دين را به او آموختم . و احكام نماز را به او ياد دادم . آنگاه مادرم نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را بجاى آورد . سپس شب هنگام . كسالتى بر او عارض گشت . در اين هنگام مرا به سوى خود خوانده و به من گفت : - اى فرزند - بار ديگر احكام دين اسلام را بر من عرضه نما و به من بياموز . من نيز چنين كردم . و او به آن حقايق اقرار نمود . و سپس از دنيا رفت . و من در هنگام صبح به تجهيز و تكفين او پرداختم . و بر جنازه‌اش نماز خواندم . و او را دفن نمودم « 1 » .

--> ( 1 ) - عن زكريا بن إبراهيم قال : كنت نصرانياً . فأسلمت . و حججت . فدخلت على أبيعبداللَّه عليه السلام فقلت ( له ) 1 : إنّي كنت على النصرانيّة . وإنّي أسلمت . فقال عليه السلام : وأيّ شيء رأيت في الإسلام ؟ قلت : قول اللَّه عزّ وجلّ : مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلكِن جَعَلْنَاهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا . 1 ) ما بين القوسين لم يذكر في الكافي . -